نورا کوچولو نازدونه مامان و بابا

دنیای قشنگ نورا کوچولو

زاد روز تولدت در اولین روز بهار مبارک قشنگترینم...

      کودک من،بهار من   مایه ی افتخار من،   عیدت مبارک     کودک مهربان من،   بلبل خوشزبان من،   عیدت مبارک     ای گل خوبروی من،   طوطی قصه گوی من،   عیدت مبارک   کودک من،امید من،   بخت خوش سفید من،   عیدت مبارک   امسال سومین ساله که لحظه سال تحویل  مصادف میشه با دو تا جشن قشنگ و  بیادموندنی،اولین که همون جشن عید باستانیه و دومین هم جشن تولد دختر کوچولومونه،دو سال پیش تو صبح اول...
1 فروردين 1395

سال 1395 برهمه شما عزیزان مبارک

      خدای رحمان نوید میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم  آغاز به خالق بسپارد. حلول سال نو تولد دوباره طبیعت،عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان  و پیام آ ور دوستی،عشق و محبت،با لطافت گیاه و خرمی طبیعت،و تحول به مراحل  نیکوتر و برتر  است را خدمت همه دوستان نازنینم تبریک عرض میکنم و   ازخداوند  منان برای همه شما در  سال جدید روزی حضرت مریم... تقوی حسین... قلب خدیجه ... عفت فاطمه... جمال یوسف... حکمت لقمان ... و ملک سلیمان... و عاقبت بخیری را آرزومندم....
1 فروردين 1395

تقدیم به فرزندم، به دردونه عزیزتر از جانم

زود بزرگ نشو مادر...   کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را !     زود بزرگ نشو مادر ... قهقهه بزن،جیغ بکش،گریه کن،لوس شو،بچگی کن،   ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام.   آرام آرام پیش برو،   آن سوی سن و سال هیچ خبری نیست گلم.هر چه جلوتر می روی همه چیز   تندتر از تو قدم بر می دارد.   ولی زود بزرگ نشو مادر... آن سوی سن و سال خبری نیست    عزیزترینم،فرزندم،من مادرت هستم...   هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد،   من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بیخوابی های شبانه را،  ...
20 مهر 1394

کودکم با لبخند زیبایت کودکی کن

                      نازنینم روز کودک برتو و تمام کودکان معصوم مبارک مبارک...                                            هر کودک گلدانی ست از زیباترین گل های م عطر،خانه را به نزدیک ترین بهارها گره زده است     کودکان نزدیک ترین راه رسیدن به عشق را از پرنده ها بهتر بلدند کودکان از تمام ستاره ها و پرنده ها به آسمان نزدیک ترند   اگر روزی می آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی دید بی شک صداقت به آخر   می ر...
16 مهر 1394

نازنازک من عروسک من

گل ناز من 17 ماهگیت مبارک             و اینم از کادو های قشنگی که مامان جون و زندایی جون زحمتشو کشیدن دسشون درد نکنه همیشه با کادو های قشنگشون شرمندمون میکنن    ...
4 شهريور 1394

تهران گردی این روزهای دلبندم

            سلام به روی ماهه خورشید تابان خونمون چند روزپیش وقتی مطلع شدیم قراره هشتمین نمایشگاه کیتکس برگزار بشه من و بابایی تصمیم گرفتیم تا سری به نمایشگاه بزنیم و این خانوم طلا رو  ببریم اونجا تا هم از حال و هوای نمایشگاه و شعر های قشنگی که خونده میشد لذت ببره و هم اینکه با کوچولوهایی که که همراه مامان و باباشون امده بودن بازی کنه ،خدا رو شکر همون جوری شد که فکرشو میکردیم اصلا یه جا بند نمیشدی کلا در حال بازی بودی فکر میکنم حسابی بهت خوش گذشته باشه در ضمن این بازی ها تاثیر خوبی تو روابط اجتماعی بچه ها میذاره .نمایشگاه تو دو طبقه برگزار میشد که یه طبقه مختص به مبلمان کودک و پوشاک کودک و نوز...
29 مرداد 1394

روز فرشته ها

    ای زیباترین گل هستی روزت مبارک   لبخند زیبای خدا روزت مبارک گل قشنگ و نازم امیدوارم لب هات همیشه خندون باشه   دلت پر از امید و شادی های دنیا   و  ایام همیشه به کامت باشه           و اینم از کیک تولد عمو مصطفی     و کلا قشنگی که زنمو واست خرید...     ماشین سواری نورا جون تو پارک چیتگر       واینم از اسب واری ...             ...
21 مرداد 1394

طوطی کوچولوی پانزده ماهه

پانزده ماهگی نورای عزیزم در ساحل زیبای خزر   نورای عزیزم پانزده ماهه شدی و خانم تر و شیرین تر از همیشه   خصوصا اینکه مثل طوطی هرلغت و کلمه ای رو که زبونت بچرخه تکرار می کنی و هر روز  دامنه لغاتی که یاد می  گیری بیشتر و بیشتر میشه.بابا و مامان رو که کاملا از بر شدی مثلا وقتی بابا دعوات کنه میای به من شکایتشو می دی و با ناراحتی می گی بابا  د ،اب رو هم خیلی زود به زبون اوردی و وقتی که اب بخوای باید بلافاصله برات فراهم کنیم در غیراین صورت نتیجش جیغ و داد و گریه.هرچند که این روزا به خاطردوتا دندون پاینی که در حال رویشه خیلی عتش داری و دلت می خواد همش اب بخوری تا کمی از درد لث...
31 خرداد 1394

قدم های کودکانه

سلام به تو که واسم یه دنیایی   یه دنیایی که اگه همه چیزشم بی ارزش باشه با وجود تو با بهترینه   نورای نازم قدم های کوچولوت مبارک   نور و روشنایی چشمان من می بوسمت با تمام وجودم   نمی دونی چقدر این روزا خوشحالم وقتی راه رفتنتو میبینم انگار زمین خدا   این خاک پاک هم چشماشو باز کرده و در حال تماشای زیبایی قدم های توست   و از این که پاهای کوچیکت صورت خاکیشو می بوسه  غرق در شادی شده.   این پاپوشای کوچولو موچولو رو تا یکی دو ماهگیت واست می پوشیدم    خیلی دوسشون داشتم وقتی واست می پوشیدم خیلی با نمک می شدی    ...
11 خرداد 1394